نقد مایکل: از آغاز تا پایان جکسون فایو
نقد مایکل
عصر طلایی موسیقی پاپ ممکن است به پایان رسیده باشد، اما مایکل جکسون هرگز به پایان نخواهد رسید. با این حال، مایکل نمیتواند حضور بیزمان و بیمکان شخصیتی مانند مایکل جکسون را کاملاً بازسازی کند. آنتوان فاکوا، استاد سبک واقعگرایانه که بزرگترین دستاوردهایش شامل «روز تمرین» و موزیک ویدیوی «بهشت گنگستا» از کولیو است، رویکردی مشابه مایکل اتخاذ میکند و تمام زرق و برق لازم برای به تصویر کشیدن زندگی مردی که عنوان «پادشاه پاپ» را یدک میکشد، از بین میبرد. البته دوران کودکی مایکل اغلب عاری از چنین زرق و برقی بود، اما فیلم جدید از تمام کلیشههای فیلمهای زندگینامهای، مانند «راپسودی بوهمی»، «یک ناشناخته کامل» و «اسپرینگزتین: مرا از ناکجاآباد نجات بده» پیروی میکند که اخیراً هر ساله سهم قابل توجهی از گیشه را به خود اختصاص دادهاند.
«مایکل» جدیدترین محصول هالیوود است که بر موج فیلمهای زندگینامهای سوار میشود. بدون نگاهی عمیق به زندگی و شخصیت مایکل، و با تکیه بر سکانسهایی که صرفاً برای جلب رضایت مخاطب و عزیزان مایکل گنجانده شدهاند، «مایکل» نمیتواند انتظارات شما را از فیلمی درباره مهمترین ستاره پاپ برآورده کند.
جکسون فایو
فیلم «مایکل» با دوران کودکی این هنرمند آغاز میشود؛ پسری (جولیانو کرو والدی) از خانوادهای بزرگ در ایندیانا، اولین گامهای خود را در صنعت موسیقی با جکسون فایو، تحت نظارت دقیق پدرش، جوزف جکسون (کولمن دومینگو)، که میتوان او را شخصیت منفی داستان دانست، برمیدارد. پدر از پسرانش که جکسون فایو را تشکیل میدهند، انتظار اطاعت کامل دارد و به هر طریقی، حتی با کتک زدن فرزندانش، خواسته خود را اجرا میکند. مایکل از این ظلم ستم میبیند، اما مصمم است که آرزوی پدرش را برآورده کند و از قلب یک خانواده سیاهپوست طبقه کارگر، زندگی بهتری برای خود بسازد.
آهنگهایی مانند «ABC» و «من آنجا خواهم بود» محبوبیت این گروه را افزایش میدهند. اما درخشش مایکل نمیتواند تحت الشعاع گروه قرار گیرد. اینجاست که کوئینسی جونز (کندریک سیمپسون) به عنوان تهیهکننده وارد داستان میشود و آلبوم تکنفره مایکل، «Off the Wall»، با آهنگهای محبوبی مانند «Don’t Stop ‘Til You Get Enough»، سر و صدای زیادی به پا میکند. سپس «Thriller» و «Billie Jean» از راه میرسند که شهرت و آزادی زیادی را برای مایکل به ارمغان میآورند. فیلم در اینجا به پایان میرسد.
آزادی، کلمه کلیدی قدرتمندی است که «مایکل» با موتیفهای بصری بر آن تمرکز دارد. از همان نماهای ابتدایی فیلم، مایکل جوان را میبینیم که از پنجره، همسالان خود را در خیابان تماشا میکند. شور و اشتیاق تمام وجود او را فرا میگیرد، اشتیاقی که در نهایت مایکل را به مسیر درخشش سوق میدهد؛ اما پیش از آن، شخصیت پدر با مشت آهنین خود، همچون مانعی در راه این آزادی و درخشش قرار میگیرد. اگرچه جکسون فایو موفقیت اولیه خود را مدیون اوست، اما حتی این موفقیت نیز به قیمت خشونت و مجازات به دست آمده است و مایکل آرزوی رهایی از آن را دارد؛ آزادی از دست پدرش و از قید و بندهای متعصبانه جامعه آمریکا در آن زمان، که حتی اجازه پخش ویدیوهای یک خواننده سیاهپوست را از شبکه MTV نمیداد.